در آن چشم ها، غرق حيراني ام
و در خاطرات تو زندانيم
دلم در هواي شما مي تپد
خبر داري از عشق پنهاني ام
غريبم در اين عصر بي شور عشق
گرفتار شب هاي ظلماني ام
اسير خيال حضور توام
رها كن ، ز چاه پريشاني ام
دلت را غزل كن برايم بخوان
به دنبال آواي انساني ام
ببين لحظه لحظه صدا مي كنم
تو را در غزل هاي باراني ام
*ادم
+ نوشته شده در يکشنبه
31 مرداد
1395ساعت 16:53 توسط آدم ADM
شبيه رشته عهد شما گسسته شدم
هزار پاره ، شبيه دل شكسته شدم
غرور غرش شيرم كه در گلو ماندم
نشاط شعله رقصم ، كه پاي بسته شدم
خيال پر زدنم ، مي برد به قله عشق
هنوز عقابم اگر، بال و پر شكسته شدم
دلم پر است ، ز شوق زدن به درياها
اگر چه كشتي پير به گل نشسته شدم
شراب ناب غزل كرده ام هوس امشب
از اين خمار سياه سكوت خسته شدم
*ادم
+ نوشته شده در يکشنبه
31 مرداد
1395ساعت 16:45 توسط آدم ADM
+ نوشته شده در شنبه
30 مرداد
1395ساعت 21:02 توسط آدم ADM
قطره را سوداي دريا سوي دريا مي كشاند
عشق ليلي پاي مجنون را به صحرا مي كشاند
ذره چون بي تاب مهر روي ماه آسمان ست
خويش را تا خرمن خورشيد بالا مي كشاند
شعله هاي لاله دشت افروز شد ، پروانه ها را
دل به ياد شمع سوي دشت و صحرا مي كشاند
اي رخت آيينه دار چشمه عشق و محبت
تشنگي ما را به بوي آب آنجا مي كشاند
#ادم
+ نوشته شده در يکشنبه
31 مرداد
1395ساعت 16:49 توسط آدم ADM
+ نوشته شده در دوشنبه
25 مرداد
1395ساعت 21:07 توسط آدم ADM
چشم تو رنگ پرچم داعش
لب تو رنگ پرچم چين است
خطر جنگ در نگاه تو هست
جنگ تو صلح ، شيرين است
(ادم)
+ نوشته شده در دوشنبه
25 مرداد
1395ساعت 11:07 توسط آدم ADM
کویر تشنه لبخندم ، آب می خواهم
خمار چشمه چشمم، شراب می خواهم
امید جرعه دیدار ، نیست با بختم
خیال روی تو را، چون سراب می خواهم
نشسته ام چو سیاهی به کنج عزلت خود
و از نگاه شما ، آفتاب می خواهم
شب جدایی و، چشمم در انتظار به ماه
برای دیدن تو، قرص خواب می خواهم
نگفتمت که بیایی به قاب چشمانم
زچشم های توعکسی، به قاب می خواهم
شبیه شمع ، به پروانگی قبولم کن
بسوز بال و پرم را ، عذاب می خواهم
بگو به قاصد قهرت، سری به ما بزند
هزار گریه نوشتم ، جواب می خواهم
نخورد تیر دعایم ، به بال های اجابت
تفنگ خالی عشقم ، خشاب می خواهم
#ادم
+ نوشته شده در يکشنبه
24 مرداد
1395ساعت 22:02 توسط آدم ADM
+ نوشته شده در شنبه
23 مرداد
1395ساعت 11:10 توسط آدم ADM
با برق نگاه ، ماه را معنا كن
پايان شب سياه را معنا كن
چون آه،تو را كشيده ام تا دم صبح
بخيز و بيا و آه را معنا كن
(ادم)
+ نوشته شده در شنبه
23 مرداد
1395ساعت 11:04 توسط آدم ADM
تصنيف عشقم, زخمه اي بر پرده شورم
آواز شوقم ، همنواي تار و تنبورم
اينجا ميان ظلمت تنهايي خاموش
در جستجوي جرعه اي از چشمه نورم
مشتاق مهماني سيب سرخ عصيانم
در آرزوي ديدن حواي مغرورم
چشمان زيباي تو ذات دل بري دارد
من هم اگر دل داده ام، جان تو مجبورم
سرگشته مي رفتم ، ميان نااميدي ها
گرماي لبخند شما شد آتش طورم
قلبم شبيه ماهي و تو مثل دريايي
يك گوشه دل جا بده، از خود نكن دورم
(ادم)
+ نوشته شده در چهارشنبه
20 مرداد
1395ساعت 12:27 توسط آدم ADM
+ نوشته شده در سه
شنبه
19 مرداد
1395ساعت 20:41 توسط آدم ADM
بدون تو بودن ، مگر مي شود
مگر روزها بي تو سر مي شود
به تو سر سپردم ، به اصرار دل
ولي ، آخرش دردسر مي شود
همه وعده هاي تو، در سررسيد
حواله به روز دگر مي شود
تو قصد سفر مي كني و دلم
به دنبال تو در به در مي شود
دلم چون گل ست و تو باغ گلي
جدا از تو پژمرده تر مي شود
پر و بال سيمرغ عاشق تويي
بدون تو بي بال و پر مي شود
زدي آتشم ، تا گلستان شوم
چرا شعله هي بيشتر مي شود
اميد همه زندگي ام تويي
نكن نا اميدم ، اگر مي شود
(ادم)
+ نوشته شده در سه
شنبه
19 مرداد
1395ساعت 16:05 توسط آدم ADM
+ نوشته شده در سه
شنبه
19 مرداد
1395ساعت 11:23 توسط آدم ADM
هميشه بر سر عهدي ، مرام يعني تو
تجسم ادبي ، احترام يعني تو
سلامت همه عالم به لطف ديدن توست
دواي هر غم و دردي ، سلام يعني تو
اگربه لطف درآيي، نزول رحمت محضي
وگر به قهر و غضب ، انتقام يعني تو
تو مي رسي و زبان مي شود پر از تكبير
تو ابتداي نمازي ، قيام يعني تو
به غمزه ، آمده اي تا كني شكار، دلم
همه اسير تو هستيم ، دام يعني تو
نه شور بوسه به لب دارم و نه شوق كنار
خيال روي تو كافيست ، كام يعني تو
ندارم آرزو ، الا كه وقت مرگ كنم
نظر به روي تو ، حسن ختام يعني تو
(ادم)
+ نوشته شده در دوشنبه
18 مرداد
1395ساعت 17:09 توسط آدم ADM
+ نوشته شده در دوشنبه
18 مرداد
1395ساعت 11:16 توسط آدم ADM
اگر چه مدعي عشق و عاشقي كم نيست
اثر ز عاشق صادق ولي در عالم نيست
ز طعم عشق ندارد نشان ، كلام كسي
كه ورد روز و شب او ، ترانه غم نيست
به صبر و حوصله شايد به كام خود برسي
ز جام وصل چشيدن ، بدون ماتم نيست
اگر چه پير خرد ، داد حكم توبه مرا
مرا سري ست كه جزپيش پاي تو خم نيست
شبيه عهد شما ، بشكند به آساني
اساس توبه ما نيز سخت و محكم نيست
مرا به عشق بخوان، گرچه راه پرخطراست
هرآن كجا كه نه عشق است،عافيت هم نيست
درون سينه دلي پر ز عشق مي خواهد
هر آنچه روي دو پا مي رود كه آدم نيست
(ادم)
+ نوشته شده در دوشنبه
18 مرداد
1395ساعت 11:19 توسط آدم ADM
+ نوشته شده در يکشنبه
17 مرداد
1395ساعت 11:50 توسط آدم ADM
بايد بگيرم دست بي پروايي ام را
با تو بسازم ، عالم رويايي ام را
چشمانت اقيانوس بي پايان عشق است
غرق نگاهت كن دل دريايي ام را
اين روزها را بي تو با خود مي نشينم
با گريه قسمت مي كنم تنهايي ام را
با سرخوشي خاطرات با تو بودن
مي كنم آرام اين دل غوغايي ام را
اي خنده ات ، تفسير شاد زندگاني
تدبير كن اين درد بي معنايي ام را
*ادم
+ نوشته شده در يکشنبه
17 مرداد
1395ساعت 11:51 توسط آدم ADM
+ نوشته شده در شنبه
16 مرداد
1395ساعت 21:17 توسط آدم ADM
شبیه بخت خود از روزگار خسته شدم
از این همه شب و روز انتظار خسته شدم
شبیه آینه بودم ، زلال تر از آب
از این غبار بدون سوار خسته شدم
همیشه فصل خزان است سال زندگی ام
بدون غنچهء لبخندت ای بهار ! خسته شدم
کدام تپه مرا می برد به قله عشق
ز بس کشیده ام این بار دار خسته شدم
رسید صبح پریدن ، بیا بهانه بس است
که از نشستن بر این حصار خسته شدم
*ادم
+ نوشته شده در شنبه
16 مرداد
1395ساعت 14:07 توسط آدم ADM
مثل روز و شب
نیمه ای تاریک
نیمه ای روشن
می شوم تکرار
هی تکرار
مثل یک پرگار
نیمه ای ثابت
نیمه ای در گردشی دوار
می روم انگار
خسته ام از این همه تکرار!
*ادم
+ نوشته شده در شنبه
16 مرداد
1395ساعت 14:08 توسط آدم ADM
+ نوشته شده در سه
شنبه
12 مرداد
1395ساعت 12:17 توسط آدم ADM
همپای عشق من به تو ایمان که دیده است
دیوانه ای چو من در این زندان که دیده است
خاک محبت است که گل می کند به دل
جز در زمین دوستی انسان که دیده است
بی داغ عاشقی فرشته دیو می شود
این لاله را در آتش شیطان که دیده است
در این کویر مانده دور از صحبت سراب
جز اشک شوق عاشقان باران که دیده است
یک عمر رفته ایم و به ساحل نمی رسیم
این راه پر ز موج را پایان که دیده است
ای شمع چشم های تو پر از شرار عشق
پروانه ای چو من بر این پیمان که دیده است
در تار و پود این غزلت فاش گفته ام
رازی به نام عشق را پنهان که دیده است
*ادم
+ نوشته شده در دوشنبه
11 مرداد
1395ساعت 21:12 توسط آدم ADM
گرچه به ظاهر بركه اي آرام و خاموشم
در انتظارت مثل سير و سركه مي جوشم
در سرنوشت دست من خط خورده دامانت
هرچند مي دانم ، ولي بيهوده مي كوشم
خم كرد پشت قلب من را دار تنهايي
لطفي كن و اين بار را بردار از دوشم
دادي به دستم جام عشققت را ولي از آن
جاي شراب شادماني ، گريه مي نوشم
از خواب هم مانند بيداري گريزانم
وقتي ندارم ، جز خيالت را در آغوشم
پيغمبرم در غار سرد بي كسي هايم
چيزي شبيه اسم تو پيچيده در گوشم
*ادم
+ نوشته شده در چهارشنبه
6 مرداد
1395ساعت 21:27 توسط آدم ADM
اي راز نهان ، راز نهان راز نهانم
امروز تو را در غزلي تازه بخوانم
ممكن نشود رشته اين عشق بريدن
ليلي تر ازآني تو و مجنون تر از آنم
بي گرمي عشق تو به سردي زمستان
بي سبز حضور تو به زردي خزانم
من هيچ، نگهدار ولي حرمت عشقت
يك لحظه به دامان محبت بنشانم
مثل گل روييده به گلدان كويرم
بايد تو بباري ، كه من تازه بمانم
مهمان تماشاي مني امشب و اي كاش
تا صبح ابد چشم به چشم تو بمانم
*ادم
+ نوشته شده در چهارشنبه
6 مرداد
1395ساعت 19:04 توسط آدم ADM
شباهت و تو دريا شبيه من و كوير است
تو پر ز موج جواني، دلم ز داغ تو پيرست
خوش آمدي به سراغ من اميد شكسته
براي عاشقي اما - فداي چشم تو- دير است
*ادم
+ نوشته شده در چهارشنبه
6 مرداد
1395ساعت 19:02 توسط آدم ADM
+ نوشته شده در سه
شنبه
5 مرداد
1395ساعت 18:57 توسط آدم ADM
شوق
در چشمان دریا موج می زند
شور
در چشمان من
ساحل نزدیک است
تو دوری
سوار موج آرزو
می گذرم
از دشت ها
از کوه ها
از جنگل ها
از همه جا
از همه کس
می گذرم
نسیمی خنک
بوی گل های روسریت را
با خود می آورد
موج در آغوش ساحل آرام می گیرد
من
بر خیال شانه های تو !
#ادم
+ نوشته شده در شنبه
2 مرداد
1395ساعت 19:48 توسط آدم ADM
من قاصدکم ، همسفر بادم کن
از این قفس سکوت ، آزادم کن
از غصه شبیه شکلک غم شده ام
لبخند بزن ، ثانیه ای شادم کن
#ادم
+ نوشته شده در دوشنبه
4 مرداد
1395ساعت 19:25 توسط آدم ADM
+ نوشته شده در شنبه
16 مرداد
1395ساعت 21:18 توسط آدم ADM